گفت: سلام!
گفتم: سلام!
معصومانه گفت:
می مانی؟
گفتم : تو چطور؟
محکم گفت:
همیشه می مانم!
گفتم: می مانم.
روزها گذشت. روزی عزم رفتن کرد. گفتم: تو که گفته بودی می مانی؟!
گفت:
نمی توانم! قول ماندن به دیگری داده ام .... باید بروم!




تاريخ : دوشنبه 16 آذر 1394 | 20:42 | نویسنده : mohadesehb0077 | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران